استقراض مسئولانه در بانک های آینده/ به چه کساني وام بدهیم؟/بانک باید حافظ منافع مشتریان باشد

متن سخنرانی جو سیمپسون نویسنده کتاب «مدیر بانکی خستگی ناپذیر»:

 

 برخی بانک ها برای وام مستقلات تا 125 درصد وام می دادند . این وام دهی مسئولانه نیست چون افراد بیش از آن چیزی که نیاز دارند وام دریافت می کنند و در برخی مواقع خودشان تأییده برای خود در نظر می گیرند و همین استقراض غیر مسئولانه منجر به ایجاد بحران مالی در انگلیس شد./ما معمولا به بانکی مسئول می گوییم که به آن اعتماد می کنیم و به عبارتی پاسخگو،مالک فرآیندها،مراقب،متوازن،دارای کیفیت و تصمیم های صحیح است. از طرف دیگر این بانک باید بتواند نیازهای مردم را برآورده کند و محافظ منافع آنان باشد.

 

 

 به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک درکارنامه حرفه ای جوسیمپسون(Miss.jo Simpson) مدیریت اداره تسهیلات و وام در بانک "LIoyds" به مدت 12 سال  به چشم می خورد. وی همچنین مدیرکل آموزش "London Bridge Group"،بزرگترین سازمان نرم افزارهای بانکی و مشاور توسعه استراتژیک موسسه مالی واعتباری "Credit Suisse بوده ایت. سیمسون کتابی را نیز با عنوان  "مدیر بانکی خستگی ناپذیر" تدوین کرده است.

"خانم سیمپسون در سخرانی خود در اجلاس جهانی بانکداری یه این سوال پاسخ داد که یک بانک به چه کسی وام بدهد و به چه کسی وام ندهد. نکته اساسی مورد نظر سیمپسون پذیرش مسئولیت وام دهی از سوی بانک است. به عبارت دیگر بانک باید در تمام وجوه حتی از جانب مشتری نیز مسئولیت بازپرداخت اقساط وام را بپذیرد. اگر بانک مسئولانه به ارائه تسهیلات مبادرت کند قطعا با دادن تسهیلات متناسب با توان مشتری، وی را یاری کرده است تا در بازپرداخت اقساط بانک موفق عمل کند. متن سخنرانی خانم جو سیمپسون  با ترجمه سپهر تاروردیان در اولین اجلاس جهانی بانکداری از پی می آید.

*************************************

من قصد دارم مقداری از تجربیات خودم را با شما به وسیله پرسش هایی همانند" چه می شود اگر" در میان بگذارم.

بنده 12 سال مدیرکل اعتبارات و ارزیاب بانک هالی فاکس بودم که کار ما بررسی این موضوع بود که به چه کسی وام بدهیم و یا به چه کسی وام ندهیم؟

من معیارهایی را در نظر گرفتم که به بانک ها کمک بسیاری کرد. در حال حاضر 18 سال در صنعت بانکداری فعالیت می کنم و در 8 سال گذشته نیز وارد حوزه آموزش بانکداری شده ام.

اگر بخواهیم به عقب و به حدود سال 1998 برگردیم، باید بررسی کنیم که آیا استقراض در سیستم بانکی مسئولانه بود یا خیر؟

قصد دارم از شما بپرسم که چه عاملی به عنوان نیروی محرکه بانک ها شناخته می شود؟

در سال 1998 وقتی مسئول تصمیم گیری ها بودم، ما در هیئت مدیره معیارهایی را برای وام دهی طراحی کردیم و فرض کنید که یک زوج جوان برای خرید خانه به بانک مراجعه می کنند و ما از آن ها می خواستیم که درآمد خود را برایمان بیاورند و ما آن را بررسی می کردیم و درآمد بالاتر را در عدد 3.25 ضرب می کردیم و به علاوه یک برابر درآمد پایین تر می کردیم و این میزانی برای پرداخت وام ما می شد و زوج مذکور باید 5 درصد نیز سپرده گذاری می کردند.

این تصمیم ها به نظر ساده بود و روال عادی خود را طی می کرد و من باید درباره استثناهایی مانند افرادی که خوداشتغال هستند و حساب شخصی دارند و همچنین کسانی که تبعیت انگلیسی ندارند و از کشور دیگری به انگلیس آمده اند،تصمیم گیری کنم.

تا قبل از سال 1998 وام های سرمایه گذاری معیاری نداشتند. من در مورد وام های مسکونی و ملک صحبت کردم و ما در نهایت 95 درصد از قیمت یک خانه را وام می دادیم و باید یک گواهی درآمد داشته باشیم.

در سال 2007 در انگلستان بازار مستقلات به شدت رشد کرد  و وام ها به شدت افزایش یافت و معیارهای وام دهی منعطف تر و ساده تر شد و افراد می توانستند خودشان برای کار خود گواهی صادر کنند و بانک ها هم وام را در اختیارشان قرار می دادند.

در این بین مسأله ای منجر به بحران شد؛ یک بانک باید وام می داد و بلافاصله باید دادخواست صادر می کرد. برخی بانک ها برای وام مستقلات تا 125 درصد وام می دادند .

 این وام دهی مسئولانه نیست چون افراد بیش از آن چیزی که نیاز دارند وام دریافت می کنند و در برخی مواقع خودشان تأییده برای خود در نظر می گیرند و همین استقراض غیر مسئولانه منجر به ایجاد بحران مالی در انگلیس شد.

در سال 2007 بانک نوردن راک اعلام کرد که وامدهی سمی دارد و بسیاری از افراد برای پس گرفتن سپرده های خود به بانک مراجعه کردند و این همان زمانی است که اعتماد و بحران کلی حکمفرما می شود.

در این میان این پرسش مطرح می شود که در سال 2012 که هم اکنون در آن به سر می بریم، چه معیارهایی در بانک های جهان در حوزه استقراض بانکی وجود دارد؟

در حال حاضر در حوزه استقراض و وام دهی معیارها سخت تر شده اند. برای وام های مسکونی بین 85 تا 95 درصد امکان وام دهی وجود دارد و هرچه وام بیشتری بگیریم، باید نرخ بهره بیشتری را پرداخت کنیم و البته باید گواهی درآمد تأیید شود.

برای اینکه بتوانیم آینده خوبی برای بانک خود درنظر بگیریم باید در ابتدا پی ریزی و شاکله بانک را به شیوه ای صحیح درست کرده و به سامان برسانیم.

ما معمولا به بانکی مسئول می گوییم که به آن اعتماد می کنیم و به عبارتی پاسخگو،مالک فرآیندها،مراقب،متوازن،دارای کیفیت و تصمیم های صحیح است. از طرف دیگر این بانک باید بتواند نیازهای مردم را برآورده کند و محافظ منافع آنان باشد.

خصیصه های دیگر یک بانک مسئول می تواند اخلاقی بودن،ایمنی داشتن و رهبری خوب باشد.

مسئول بودن یعنی باید یک الزام اخلاقی وجود داشته باشد تا رفتاری صحیح را نسبت به یک شخص داشته باشید.

فرصت یا توانایی عمل کردن و تصمیم گرفتن بدون نیاز به اجازه مسئولانه نیست و با این روش تصمیم های بسیاری اتخاذ شده است.

وقتی به آینده می نگریم و با سوال" چه می شوداگر" و روبرو می شویم، این موضوع بیشتر نمود پیدا می کند.

 ما نسبت به 14 سال قبل باید تغییر کنیمو معمولا در شرایط ابهام تغییر ایجاد می شود و هنوز به این معتقد نیستم که نقطه استراحت رسیده باشیم. اگر به سال 1998 برگردیم مباحث مربوط به دستور و کنترل در آن زمان اهمیت داشت و محدودیت های بسیاری برای وام دهی قائل بودند و مثلا اگر نمی توانستیم قسط خانه خود را بپردازیم، خانه ضبط می شد.

من معتقدم در آینده باید کنترل را به دست آورد چون باید معیاری برای وامدهی داشته باشیم و این به نظام ارزشی  که ما در سازمان خود تعریف می کنیم بستگی می کنیم و ما به عنوان یک انسان می توانیم به بانک خود شخصیت بدهیم.

 این مهم است که نظام ارزشی تیم را در نظام ارزشی که در آن قرار داریم، ببینیم. بسیاری از جملات نظام ارزشی بانک ها که تعیین کننده انتخابگر بودن مشتری است باید زمانی به وجود بیاید که خود شخص به آن متعهد باشد و اکثر این جملات صحیح نیست چون در بانک ها دیده نمی شود و بانک آن را انجام نمی دهد، چون نظام ارزشی آن شخص با این ارزش ها سازگاری ندارد.

وقتیدر بانک نظام ارزشی مشترک که دربرگیرنده نظام ارزشی مشتریان باشد، ایجاد کردیم، سازمان در راستای نیاز مشتری حرکت خواهد کرد. قلب یک کسب و کار نظام ارزشی آن است و در آنجاست که می توانیم یک تغییر را رقم بزنیم.

من در 8 سال گذشته من با مدیران بسیاری در بانک ها صحبت کردم و به این نتیجه رسیدم که تعریف نظام ارزشی خود شخص مدیر متناسب با سازمان، کمک می کند تا سازمان به جلو حرکت کند.

یکی از دلالان بانکubsعددی معادل 2.3 دهم میلیارد دلار به بانک ها صدمه زد و دلیل آن وام گرفتن از بانک برای مردمی است که توان پرداخت آن را نداشتند و شخصی که برای این دلال کار کند،نظام ارزشی وی را می پذیرد. نظام ارزشی شفافیت،عملکرد و صداقت در این شرایط بی معنا می شود و این شخص توانست نظام ارزشی یک بانک را متزلزل کند و شهرت این بانک نیز با بحران مواجه شد.

در واقع نظام ارزشی بانک بارکلیز است که به ساده کارکردن،مالک بودن،با هم کار کردن،هوشمندانه فکر کردن و انرژی مضاعف داشتن معتقد است. بانک بارکلیز یک شعار تحت عنوان"ساده تر کردن زندگی" دارد و تعدادی از افراد کنار هم قرار گرفتند و نظام ارزشی مورد قبول خود را به نظام ارزشی بانک تبدیل کرده اند.

وقتی قصد تعریف یک نظام ارزشی جدید را دارید،این نظام باید به گونه ای باشد که قابلیت اجرا شدن داشته باشد چون این نظام شریان اصلی و ستون فقرات تصمیمات ماست. در واقع شهرت یک بانک در گروی نظام ارزشی بانک است و بسیاری از شرکت ها و بانک ها در زمان بحران و کلاهبرداری به سرعت نظام ارزشی خود را تغییر می دهند تا بتوانند از طریق تبلیغات و روابط عمومی خود را مطرح کنند.

من در یکسال گذشته عضو یک تیم تحقیقاتی بودم و در مورد نظام ارزشی بانک های مختلف بررسی هایی انجام دادیم و به یک جمله ارزشی تحت این عنوان رسیدم" ما شرکتی هستیم که با توجه به تعهد خود به مشتریان و سهامداران خود به یکدیگر تعریف شده ایم و چشم انداز ما این است شراکتهایی را با مشتریان خود از طریق نیروهای انسانی بسازیم و این منجر به نتایج بهینه ای برای ذی نفعان و سهامداران می شود". این جمله مربوط به بانک لمن برادرز و جمله نامفهومی است و باید بدانیم چه نوع نظام ارزشی از آن حمایت می کند.

من در لندن با بانکی تحت عنوان" " مواجه شدم که نظام ارزشی شفافی داشت.

کشف نظام ارزشی

یک سازمان و یک بانک باید نظام ارزشی خود را کشف کند و در واقع نمی تواننظام ارزشی را خلق کرد و با پاسخ به نظام ارزشی دنیای خارج، این نظام ارزشی تعریف می شود.

تعریف دقیق وشفاف

مرحله دوم تعریف دقیق و شفاف است و باید نظام ارزشی خود را برای بانک،خود و مشتریان تعریف کنیم و اینجاست که بانک ها این کار را اشتباه انجام دادند و اگر این نظام ارزشی موازی با آنچه که سازمان به آن متعهد است باشد،مشتریان به آن علاقه مند می شوند و خدمات مربوط به آن ها بهتر انجام می شود.

اجرا

مرحله سوم نیز اجراست که این سه گام می تواند پایه و ستون فقرات بسیاری از اقدامات باشد.

من درلندن بابانکی تحت عنوان"دانکن لاوری " مواجه شدم و تحقیقاتی بر روی آن انجام دادم. این بانک در اواخر 1800 تأسیس شد و در کمپانی هلدینگ شرکت های کشاورزی،تولیدی و مهندسی داشتند و در سال 1971 این کمپانی اولین بانک خود را تأسیس کرد؛ یعنی میراث آن ها ناشی از کشاورزی و تولید است و نظام ارزشی تعریف شده آن ها بلوغ و انسانیت بود ومن به عینه پاسخ سریع به مشتری را از سوی این بانک مشاهده کردم. اگر نظام ارزشی کارایی لازم را داشته باشد، به محض ورود به بانک آن را حس خواهیم کرد.

نظام ارزشی آن ها سنتی است و معمولا پولی را که دریافت نکرده اند قرض نمی دهند و این نشان دهنده یک کسب و کار مسئولانه است. بیشتر بانکداران تاجرانی در بانک های دیگر بودند که به این بانک پیوستند و این به دلیل نظام ارزشی بانک "دانکن لاوری" است. ما چه در شعبه و چه در دفتر مرکزی "دانکن لاوری" باشیم، نوع تجربه ای که این بانک به ما می دهد دقیقا با نظام ارزشی آن برابر است.

من کمپانی به نام"یونی لیور" را به شما معرفی می کنم که مدیرعامل آن مدل جدیدی از کسب و کار را معرفی کرد و ایشان از سازمان های دیگر درخواست پیروی از آن را کرد. این مدیرعامل معتقد به عملکرد طولانی مدت و فصلی و تمرکز بر مسائل تجاری بود.

قسمت های تجاری و ثبات باید در کنار یکدیگر قرار گیرند تا توازن به وجود آید و زمانی که ارزش های ما صحیح تعریف شود،می تواند پایه همه این ها باشد. نظام ارزشی باید بخشی از جامعه باشد و باید به عنوان یک بانک جواب دهنده به نیازهای شهروندان و جامعه باشد.

 این ها مدل های کسب و کار هستند و کمپانی یونی لیور آن را دنبال کرده است. ارزش های کلیدی و هسته ای چراغ هدایت ماست و همه چیز حول این ارزش ها حرکت می کند اما مهم است که هیئت مدیره و اعضا بتوانند به آن برسند و به آن تعهدی 100 درصدی داشته باشند.

این مهم است که ارزش های شما با اهداف سازمانی و مشتریان سازگار باشد و همخوانی  داشته باشد. وقتی بتوانیم همپای ارزش های خود حرکت کنیم و به پیشرفت برسیم،شاهد اتفاقات خارق العاده ای در سازمانی که در آن کار می کنیم، هستیم و انگیزه و روحیه ایجاد می شود.

نتیجه اینکه هر تصمیمی که بانکداران می گیرند باید بر پایه نظام ارزشی حاکم بر سازمان باشد. ما باید مالکیت اعمال و عواقب کارهای خود را بپذیریم و از این طریق می توانیم تغییر ایجاد کنیم . اگر بخواهیم خالق تغییرات بعدی باشیم باید مسئول باشیم و کمک کنیم تا قبل از هرچیز خود و سازمان خود را بپذیریم و فراتر از بانکداری قدم برداریم.

منبع:http://ebinews.com/fa/news/31985

خواندن 109 دفعه آخرین ویرایش در دوشنبه, 23 مهر 1397 ساعت 21:16
کاربر ویژه

لورم ایپسوم متنی است که ساختگی برای طراحی و چاپ آن مورد است. صنعت چاپ زمانی لازم بود شرایطی شما باید فکر ثبت نام و طراحی، لازمه خروج می باشد. در ضمن قاعده همفکری ها جوابگوی سئوالات زیاد شاید باشد